چه باک که من بمیرم و شبنم فرو خشکد
و شبگیر خاموششود و شباهنگ گنگ گردد
و مهتاب رنگ بازد و ستاره ی سحریبازگردد
و راه کهکشان بسته شود...
بگذار سپیده سرزند و پروانه به سوی آفتاب پر کشد!
*********************************************************************
إّ به خاطر جبران کم کاریه امروز یه شعر دیگه:
(از همتون ممنونم....به خاطر نظرات قشنگتون...باز هم پیشم بیاین...مرسی!)
*********************************************************************
من با عشق آشنا شدم
و چه کسی اینچنین آشنا شده است؟...
هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود.
هنگامی لب به زمزمه گشودم
که مخاطبی نداشتم.
و هنگامی تشنه ی آتش شدم
که در مقابلم دریا بود و دریا و دریا....
